![]() |
![]() |
|
| هفتکل سربلند تاریخ مظلوم جغرافیا |
|
((آموزش وپرورش هفتکل هوای تازه می خواهد )) بی شک آموزش وپرورش قوای محرکه حرکت وسازندگی هر شهری است واگر ضرباهنگ تپش های این قلب نامنظم باشد سایر اندامها نیز به سرعت رو به ضعف وسستی می نهند .نگاهی به وضعیت امروز این بخش درمقایسه با سالهای گذشته نشان می دهد که بسیاری از نیروهای کیفی ،متخصص ودلسوز آموزش وپرورش به خاطر تنگ نظری ها ومشکلات رفاهی ومعیشتی عطای ماندن را به لقای رفتن بخشیدند ودریک کوچ اجباری ،مدارس این شهر تا حدود زیادی خالی شد .اگرچه تغییرات حداقلی دربخش ساختار ستادی شکل گرفته است امّا متاسفانه این تغییرات پاسخگوی مطالبات عمده فرهنگیان نبوده ونیست . هم اکنون دربخش اداری وآموزشی محتاج یک دگردیسی وتغییرات عمده است چرا که سیگنالهای ذهنی برخی دست اندر کاران نسبت به بدنه آموزش وپرورش ومعلمان وشرایط جدید سالهای نوری فاصله دارد . عملکرد ریاست آموزش وپرورش درتزریق نگاه جدید ومدیریت آموزشی مطلوب وتوجه به بازسازی ونوسازی مدارس مثبت ارزیابی می شود .حساسیت ایشان برای به وجود آمدن خروجی مناسب درمراکز آموزش عالی ،برگزاری المپیاد ها و مسابقات علمی ودادن آزادی عمل به مدیران ،جدی گرفتن کلاسهای کنکور و تقویتی جای تقدیر دارد امّا برای تحقق همه خواسته های بلند پروازانه ورسیدن به نقطه درخور شان جامعه آموزشی این شهر هنوزازهمه ابزارها وافراد لازم بهره نجسته است وباید برای جبران این نقیصه وایجاد انگیزه در معلمان، جریان هوای سالم تازه را وارد سیستم اداری خود کند تا این هوای تازه غبار رخوت را ازسر و روی آموزش وپرورش بزداید .
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 22:31 توسط دوستدار هفتکل |
|
از روزها وشايد ماهها قبل براي رسيدنش لحظه شماري مي كرديم .... مردم خود را آماده مي كنند...بعدازغدير انتظارها شدت مي گيرد...محلات ومساجد خود را مهيا مي كنند...بازار برخي از اجناس داغ داغ مي شود...لباس فروشي ها كه چند ماهي بازار كم رونقي داشتند كسبشان افزون مي شود.... يكي شال سبز مي فروشد... ديگري لباس هاي مشكي در طرح ها ي مختلف عرضه مي كند... يكي ديگر در گوشه اي از ميدان شهر بساط گذاشته و طبل هاي ريز ودرشت مي فروشد...مردي جوان هم زنجيرهاي سبك و سنگين به شهروندان ارائه مي كند(البته در قبال پول) .... پسر بچه اي دست پدرش را گرفته و با گريه او را وادار مي كند تا طبل كوچكي كه نام مبارك علي اصغر بر آن نقش بسته را بخرد... در زماني كوتاه سر در اكثر منازل ،ادارات،مغازه ها وميادين شهر با پارچه هاي سياه رنگي ديگر مي گيرد.... همه در تكاپو هستند.... زني زنبيلش را كه زير بار خريد خم شده به دنبال خود مي كشد...شكر،برنج،گلاب،رشته و نخود از بين سوراخ هاي زنبيل پيداست.... بازار سفارش سبزي و گندم حليم هم داغ داغ است... بعضي سيستم هاي صوتي اشان را امتحان مي كنند كه مبادا در روز استفاده صدايشان ضعيف تر از ديگران باشد..علم ها را نو نما وسنگين تر مي كنند كه قشنگ تر از علم ديگران باشند...رايزني براي جذب زنجير زن شدت مي گيرد ؛جواني از طايفه (...)با شور و حرارت از طول زنجير زنان و طبالان هيئتشان سخن مي گويد... يكي ديگر لاف صداي رساي مداحشان را مي دهد...آن يكي سابقه هيئتشان را به رخ مي كشد...آخ كه چه محرمي بشه امسال !...آري محرم شده ماهي كه بايد تلنگري به خود بزنيم و از واقعه كربلا درس بگيريم ... ماهي كه بايد در آن ياد بگيريم و ياد بدهيم امر به معروف و نهي از منكر را ماهي كه نقطه حركت صداي سيد و سالار شهيدان بود كه)):آيا ياري كننده اي هست مرا))...
آري محرم است ماهي كه سالهاست با ما هفتكلي ها عجين شده، از سالهاي دور كه بر سينه مي زديم و پاي منبر مرحوم آل علي مي نشستيم تا اكنون كه در خيابانها ي كوتاه شهر مي چرخيم و با همصدايي دهها طبل و چندين بلندگو زنجيربه كول مي كشيم ... زماني درهفتكل اين اولين شهر صنعتي ايران هيئت بازاريان تنها دسته منسجم عزاداري شهداي كربلابود،هيئتي كه عموماًبوسيله بازاريان هفتكل و خاصاً توسط ايلاقي هاي ساكن اين شهر بر پا شده بود...الآن كه بيش از هشتاد سال از عمر هفت/كل مي گذرد هم همچنان دهه اول محرم با شكوه هرچه تمامتر گرامي داشته مي شود،اما چيزي كه در اين بين قابل تامل است افزايش بيش از اندازه هيئت هاي عزاداري است ؛ موضوعي كه باعث شده بجاي پرداخت تام به واقع كربلا و ارزش هاي قيام امام حسين (ع)به ارزش هاي طايفه اي و سبك و سنگين كردن عظمت هيئت هاي خانوادگي منجر شود!.... هم اكنون طايفه هاي هفتكلي گوي سبقت را از هم ربوده و اكثراً داراي هيئت عزاداري شده اند!....هيئت هايي كه بجاي ...(در اين مورد سخن نگفتن بهتر است) ...
برخي از افراد ، هيئت هاي محله و يا چند هيئت ديگر را پشت سر گذاشته و با طي مسافتي زياد به هيئت طايفه خود ملحق مي شوند تا موقع سبك و سنگين كردن عظمت و طول دسته از ديگر طايفه ها عقب نمانند!... پيش از اين در بحث انتخابات شوراها طي مقاله اي باعنوان((عواطف انتخاباتي)) به معضل نگرش طايفه اي در مسائل روز سياسي و اقتصادي هفتكل پرداختيم و گفتيم كه تاكنون هفتكل از اين بابت چه زيان ها كه ديده و چه سودها كه نبرده است ولي متاسفانه اكنون نگرش طايفه اي چند سالي است كه به مسائل مذهبي هم وارده شده ، و اين خطرناك است !... يكي از مزاياي هفتكل و از افتخارات ما ساكنين و شهروندان قديمي اين شهر كه در جاي جاي دنيا سكونت دارند زندگي مسالمت آميز ، دوستانه و برادرانه طايفه هاي مختلف در كنار يكديگر بوده و هست .حال اگر نگرش غلط طايفه اي بيش از اين در زندگي مردم هفتكل رسوخ كند مطمئن باشيد چند سال ديگر كسي از اين مزيت و افتخاربزرگ سخن نخواهد گفت!... اگر قرار است براي امام حسين(ع) و ياران آسماني اش عزاداري كنيم بهتر است دسته ها وهيئت هاي عزاداري چشم و هم چشمي و رقابت نادرست را كنار بگذارند و با ادغام دسته هاي طايفه اي در هيئت هاي محله اي، گروهاي مختلف احتماعي در كنار يكديگر برادرانه به سوگ سالار شهيدان بنشينيم ،سينه و زنجير بزنيم و طبل هاي هشدار را براي بيدار باش خودمان بنوازيم و خوب گوش كنيم كه هنوز هم صداي سيد شباب اهل جنت و سالار قافله كربلا شنيده مي شودكه :))آيا كسي هست تا ياري كند مرا)) Shahabdavoodi_7kl@Yahoo.com شهاب داودي |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم دی 1387ساعت 16:27 توسط دوستدار هفتکل |
|
با فرا رسیدن ایام محرم الحرام دستجات عزاداری ، زنجیر زنی و سینه زنی خود را برای بر پایی عزای سالار شهیدان آماده می کنند. همه ساله در ایام محرم حال و هوای هفتکل دیدنی است ، سردر اکثر منازل ، مغازه ها و ادارات سیاه پوش می شود و صدای نوارهای نوحه از هر خانه ای به گوش می رسد وشب ها صدای طبل های هیئت های عزاداری که خیابان به خیابان و کوچه به کوچه می گردند دلنواز گوش ها می شود.ماه محرم ماه حسینی شدن است و دراین ماه سفرهای نذری ، آش ، حلیم و شله زرد جزیی از هفتکلی ها می شود ... سابقه عزاداری حسینی در ایام محرم همپای قدمت شهر هفتکل می باشد و مردم این شهر از قدیم الایام در ماه محرم با پوشیدن لباس های سیاه و علم کردن بیرق های رنگارنگ به سینه زنی و زنجیر زنی می پرداختند. هیئت عزاداران حسینی بازاریان هفتکل یکی از قدیمی ترین دسته های زنجیر زنی این شهر می باشد.این هیئت در سال 1320 به همت تنی چند از بازاریان که اکثرشان ایلاقی بودند تشکیل شد.هیئت بازاریان هم اکنون از بزرگترین هیئت های هفتکل است
ساسان حیدری یکی از اعضا هیئت امنا بازاریان هفتکل در مورد این هیئت می گوید:ما در دهه اول محرم با حرکت در شهر و سرکشی به منازل شهدا و کسانیکه نذری دارند به یاد شهدای کربلا عزاداری می کنیم .حیدری ادامه داد:سال گذشته مردم هفتکل بیش از پانزده میلیون ریال به این هیئت کمک کردند و هم اکنون هر شب بیش از دویست زنجیرزن با همصدایی بیست طبال و سنج زن شکوه خاصی به این عزاداری می بخشند... در یک حرکت زیبا و نمادین خودروهای سواری در هفتکل مزین به نام شهدای کربلا شدند. مهران صفایی خطاط هنرمندان هفتکلی قلم به دست با خط زیبا نام مبارک سیدالشهدا را پشت چند ماشین می نویسد ، خودروهای زیادی سر صف ایستاده اند تا به نام ائمه خود را بیمه کنند .پیکان ، پژو 206، آردی ، سمند ، پژو405،پراید، حتی مینی بوس های خطی اهواز هم آمده بودند. آقای سردار رئیسی که یکی از هنرمندان تصویربردار با سابقه هفتکل وبانی این کار زیباست می گوید: نذری داشتم که باید ادا می شد و بدین صورت خواستم در این ایام کاری انجام داده باشم ، انشاا... که مورد قبول سید الشهدا قرار بگیرد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم دی 1387ساعت 16:24 توسط دوستدار هفتکل |
|
|
به قلم سليمان اسمي پور آشنایی با هدایت ممبینی داور بین المللی هفتکل هرچند این مطلب مربوط به سال هشتاد وپنج می باشد اما خواندن آن خالی از لطف نیست .دانستن چگونگی طی مراحل ترقی افراد علاوه بر کسب تجربه ، راههای دستیابی به آن را نیز برای کسانی که خواهان پیشرفت درزمینه های یادشده می باشند، روشن خواهد نمود . جمعه هفدهم آذرهشتادو پنج با توجه به آغاز تبليغات نامزدهاي شوراي شهر درهفتكل غوغايي بر پاست. ستادهاي نامزدها مملو از افرادي است كه جهت حمايت از آنها رفت وآمد مي كنندگوشه گوشه شهر تصاوير نامزدها بردر وديوار به چشم مي خورد.دراين ميان ،آقاي هدايت ا... ممبيني داور جوان سرشناس سالهاي اخيركشورمان را مي بينيم كه هر از چندي ياد ديار وموطن مي نمايند . از ايشان تقاضاي هم صحبتي جهت انعكاس در haftkal.com وآگاهي هموطنان از سوابقشان مي نماييم ،با تمام گرفتاريهايي كه دارند با روي گشاده مي پذيرندو در خواست ما را بي جواب نمي گذارند. به اتفاق به سمت فتو شهاب ميرويم تا فارغ از هياهوي جمعيت با ايشان گپي بزنيم وعكسي به يادگار درقاب زمان ثبت كنيم.پس از عكس گرفتن، آقاي ممبيني خودشان را اينگونه معرفي مي كنند : هدايت ا...ممبيني فرزند مشهدي عبدا... متولد 1349درروستاي چشمه روغني . تا كلاس سوم ابتدايي در آن محيط سرسبز وبا طراوت زندگي كرده وپس از آن به همراه خانواده به هفتكل كه در آن روزگار سر آمد تمامي شهرهاي اطراف بوده مهاجرت نمودند دوران ابتدايي را دبستان آسماري وپس از آن دوره راهنمايي ودبيرستان را درهفده شهريور وشهيد بهمني (رودكي)با موفقيت پشت سر گذاشتند . ازدبيران ورزش آن روزگار آقايان ضامني ،شيخ ،مخبروخاكي وديگر دبيران زحمتكش را نام مي برند . از همان دوران كودكي علا قه بسياري به فوتبال داشتندوبه مانند ديگر بچه هاي شهر در زمينهاي خاكي مهر آباد و نيروبازي مي كردند وبه خاطر مي آورند كه درآن سالها فوتبال با چه شور شوقي در هفتكل برگزار مي شد وچه بازيكناني در همين زمينهاي خاكي پا گرفتند وشهره كشور شدند. درسال 1368دررشته تربيت بدني دانشسراي تربيت معلم اصفهان قبول شدند وخيلي زود توانست بالياقتي كه ازخود نشان داد از نفرات اصلي تيم فوتبال تربيت معلم شود . هر ساله در تربيت معلم دوره هاي داوري رشته هاي مختلف ورزشي برگزارمي شد كه ويژه دانشجويان ترم سومي بود اما هدايت نمي توانست تاترم سوم صبركند با اينكه ترم اولي بود به هر دري زد تاتوانست در كلاس شركت كندوموفق به كسب درجه سه داوري فوتبال شد . اولين قضاوت رسمي اش نيز حكايتي شنيدني داردآن هم بدين شكل كه دركنار مركز تربيت معلم ،مجموعه اي ورزشي قرارداشت كه در آن مسابقات آموزشگاههاي اصفهان برگزار مي گرديددريكي ازمسابقات داور نيامد ومسئولين برگزار كننده مسابقه به ناچار دست به دامن سرپرستان تربيت معلم شده وازآنهاتقاضاي داور نمودند وآنها هم با توجه به شناختي كه از هدايت داشتند او را معرفي كردند .هدايت هم در آن روزتوانست به خوبي وبا شايستگي بازي راسوت بزند به طوري كه از آن پس مسئولين برگزار كننده مسابقات براي قضاوت ديدارهايشان به سراغ هدايت مي آمدند. پس از فراغت از تحصيل هدايت، براي آموزش فرزندان شهرش به هفتكل بازگشت ودر كنار تدريس تربيت بدني داوري مسابقات ليگ فوتبال هفتكل را انجام مي دادند.ايشان خاطر نشان مي سازد كه به جرات مي توان گفت بازيكنان ساليان گذشته هفتكل با وجود نبود امكانات وزمين خاكي هم سطح وحتي بالاتر از بازيكنان فعلي تيم ملي بودند. هدايت دوره ارتقاء داوري را در شيراز پشت سر گذاشته وپس از آن در اهواز موفق به اخذ درجه يك وملي مي شوند وبا كوششها وتلاش فراوان در سال2003ميلادي موفق به دريافت درجه بين المللي مي شوند وتاكنون بيش از 25قضاوت خارجي وصدها قضاوت داخلي را بر عهده داشته اند .آخرين ديدار خارجي كه سوت زده اند بين تيمهاي تاجيكستان وسريلانكا بوده و بهترين قضاوت خارجي كه انجام داده اند از سري مسابقات جام ملتهاي آسيا بين تيمهاي قطر و سنگاپور مي باشد.واز بهترين ديدارهاي داخلي كه قضاوت نموده اند ديدار فينال گونه استقلال وپاس در دور برگشت ليگ 84مي باشد.
درمورد ويژگي هاي يك داور خوب معتقدند داشتن فاكتورهاي متعددي از قبيل توانايي جسمي ،حس مديريت،وضعيت ظاهري يا اصطلاحا استيل مناسب واستعداد داوري نمودن لازم است .درخصوص جايگاه داوران هفتكل در استان با توجه به فهم وتوانايي هايي كه دارند چندان مناسب نيست كه شايد دليل آن هم برگزاري كم مسابقات فوتبال به نسبت ديگر شهرها باشد به طوري كه مسابقات در هفتكل بي شباهت به مسابقات جام جهاني نيست كه هر چهار سال يكبار برگزار مي گردد. كه جا دارد مسئولين شهر بيش از پيش وبا برنامه ريزي هاي خود به رشد وتوسعه ورزش درهمه رشته ها كمك كنندومردم نيزبايد با تغيير نگرش نسبت به ورزش، به فكر پيشگيري از بيماريها با پرداختن به ورزش به طور منظم باشند. در اين لحظات موبايل آقاي ممبيني بيش از حد زنگ مي خورد وبه ناچار ما را ترك مي كنند .براي اين داور خوب هفتكلي آرزوي موفقيت مي كنيم واميدواريم بتوانند قضاوت در بالاترين سطوح جهاني رابه انجا رسانند.
Souliman_esmi2002@yahoo.com
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم دی 1387ساعت 22:40 توسط دوستدار هفتکل |
|
|
به نام ایزد بی مانند سید ابوالحسن نجفی از آن دسته مدیرانی است که در محیط کار ش هیچ چیز جز قانون را نمی شناسد ولو اینکه همه ازدستش ناراحت شونداهل کم کاری ودررفتن اززیر کار نیست و کم کاری از هیچ کس را نمی پذیرد . ازدیگر خصوصیاتش می توان از کوره در رفتنش دربرابر کسا نی که زیاده از حد وغیر قانونی ، خواسته ها یشان را طلب می کنند ،ذکر نمود . ریا کاری نمی کند وکمتر درمراسمات رسمی حاضر می شود .به خاطر ندارم موقع اذان وارد اداره تربیت بدنی شده باشم و سید مشغول نماز اول وقت نبوده باشد . برای اینکه بیشتر از گذشته اش بدانم به سادگی با وی به گفتگونشستم : سال 1336 درمحله جارو کارها (اسلام آباد ) متولد شد .محله ای با مردمانی که هرچند دستهایشان خالی بود اما دلهایشان لبریز از صفا ویکرنگی وصداقت بود . درمشکلا ت همه یار هم بودند و مانند خانواده ای بزرگ ازهمدیگر دستگیری می کردند . دوران ابتدایی را دردبستان آسماری با علی باز مرادی ،عبدالرضا اورکی ،احمد زرگر ،رضا محتشم زاده وبسیاری دیگر .... همکلاسی وهم دبستانی بوده واز همان ابتدا با رفیقانی که نام برده شد به فوتبال روی آورد وبرای تیمهای منتخب کلاس ومدرسه بازی می کرد.آقای جوادیه که اهل رامهرمز بود دبیر ورزش دبستان آسماری وآقای میر خشتی ناظم بود. پس از طی کردن دوره ابتدایی به دبیرستان رودکی رفت . درآنجا نیز به همراه مرحوم اورکی ومرادی تنها سیکل اولی هایی(کلاس 7تا9) بودند که به خاطر مهارتشان در فوتبال برای تیم منتخب آموزشگاهی که همه سیکل دومی (10کلاس تا 12) بودند بازی می کردند . در آن روزگارآقایان ناظم میرانی ،ارشدی ،حجاب ،ده چشه ،شیخ ،وانبه درعرصه مدارس وورزش درسالهای پایانی دهه چهل فعال بودند .محمد قاسم یوسفی دررده نوجوانان ، شیخ رده جوانان وحجاب وده چشمه دررده بزرگسالان ردرشته های مختلف ورزشی وبویژه فوتبال فعالیت داشتند . زمین خیام مختص باشگاه کارمندی شرکت نفت وباشگاه تاج بود .که دارای سالن پینگ پنگ ،استخر شنا زمین چمن ،کشتی و...بود. درآن ایام تیمهای تاج ،شاهین ،پاس درورزش هفتکل فعالیت می نمودند وبعد از انحلال شاهین درسراسر کشور وهفتکل درسال 46شاهین به شهبازو جاوید تغییر نام داد . تیمهای آموزشگاهی هفتکل دردهه پنجاه همیشه جزو چهار تیم برتر استان بود ودوشادوش رقیبان به رقابت می پرداخت .درسال 52درلیگ استانی با شکست دادن مسجد سلیمان به مقام نخست منطقه چهاررسیدیم .مرحوم حسین علیایی واورکی زننده گلهابودند . وهرگز از خاطر نمی برم که به عنوان یار کمکی به همراه اورکی ،اسماعیل مکوندی ،اسماعیل سعیدی وحسین میرسالاری برای کلونی مسجد سلیمان بارها به میدان رفتیم . هم تیمی هایی که از آن روزگار(1352) در خاطر دارم: داریوش حیدری (دروازه بان ) امیر خون مکوندی ابوالحسن نجفی فرامرز قنبری حسین اسکندری لطیفی حشمت رییسی علی باز مرادی اسماعیل مکوندی (حسین میر سالاری ) شاپور حیدری عبدالرضا اورکی عبدالله محمدی
تا سال 1361فوتبال راادامه داده وپس از آن به پیشنهاد هیئتهای ورزشی تاسال1365 مسئول تربیت بدنی هفتکل شدم .درسال 65به مسجد سلیمان منتقل شدم تا سال 1370 در آنجا خدمت کرده وبعد از آن به ایذه رفته تا سال 1384مسئولیت تربیت بدنی ایذه را عهده دار بودم . درسال 1384 به خاطر احساس دَینی که نسبت به هفتکل می کردم با اینکه از اندیمشک برای پذیرش مسئولیت تربیت بدنی پیشنهاد داشتم، به شهردوران خاطرات رویایی ام آمدم تا قدمی برایش بردارم . درمدت دوسالی که اینجا بودم با تمام توان برای بهبود ورزش وامور اداری تربیت بدنی تلاش نمودم وممکن است عزیزانی از دست من رنجیده شده باشند که از آنها معذرت خواهی می کنم اما مطمئن باشید که صرفا براساس وظایف محوله وقانون عمل کردم .درآبان ماه 1386از من خواسته شد بار دیگر به مسجد سلیمان بروم . با اینکه به مسجد سلیمان می روم اما دلم درهفتکل است وبرای پیشرفت ورزش اینجا هرجا که باشم از هیچ کوششی دریغ نمی کنم . آقای نجفی در 15 آبان ماه 1386 به مسجد سلیمان منتقل شده وتا امروز 4فروردین 87 هنوز مسئولی برای تربیت بدنی هفتکل با وجود چندین گزینه پیشنهادی انتخاب نشده است . شایان ذکر است درمدت حضور نجفی در هفتکل بسیاری از رشته های ورزشی نوپا درگروه آقایان وبانوان را ه اندازی گردید وتیمهای مختلف رزمی وجودو کاران هفتکل درعرصه های استانی وملی افتخارات بسیار بدست آوردند وبعد ازچندین سال شاهین به زیر گروه استان صعود کرد که براثر عدم حمایت کافی این تیم بوسیله مسئولین ازحضور درلیگ استان بازماند .ورزش هفتکل از حالت رکود ورخوتی که برآن سایه افکنده بود خارج شد ونوید روزهای بهتر به مشام می رسید که متاسفا نه با انتقا ل آقای نجفی زحمات انجام شده نیمه تمام رها شد وباردیگر مسایل حاشیه ای می روند تا ورزش هفتکل را به کنج انزوا بکشانند .
سلیمان اسمی پور souliman_esmi2002@yahoo.com
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 18:48 توسط دوستدار هفتکل |
|
شب چله (یلدا) شب زايش خورشيد و آغاز سال نو ميترايی رضا مرادی غیاث آبادی دیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا میدارند كه در میان اقوام گوناگون، نامها و انگیزههای متفاوتی دارد. در ایران و سرزمینهای همفرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام میبرند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سالها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سیام آذرماه و بامداد یكم دیماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند كه مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار میشود؛ اما میدانیم كه در باورهای كهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یمن شناخته نمیشده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیینهای ایرانی، ریشه در رویدادی كیهانی دارد. خورشید در حركت سالانه خود، در آخر پاییز به پایینترین نقطه افق جنوب شرقی میرسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریكی شب میشود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگرباره بسوی شمال شرقی باز میگردد كه نتیجه آن افزایش روشنایی روز و كاهش شب است. به عبارت دیگر، در ششماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانروز خورشید اندكی پایینتر از محل پیشین خود در افق طلوع میكند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایینترین حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد. از این روز به بعد، مسیر جابجاییهای طلوع خورشید معكوس شده و مجدداً بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز میگردد. آغاز بازگردیدن خورشید بسوی شمالشرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته میشد و آنرا گرامی و فرخنده میداشتند. در گذشته، آیینهایی در این هنگام برگزار میشده است كه یكی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی كه از لازمههای آن، حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراكیهای فراوان برای بیداری درازمدت كه همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند. بسیاری از ادیان نیز به شب چله مفهومی دینی دادند. در آیین میترا (و بعدها با نام كیش مهر)، نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار میآمده است و امروزه كاركرد خود را در تقویم میلادی كه ادامه گاهشماری میترایی است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ میلادی به وجود آمده؛ ادامه میدهد. فرقههای گوناگون عیسوی، با تفاوتهایی، زادروز مسیح را در یكی از روزهای نزدیك به انقلاب زمستانی میدانند و همچنین جشن سال نو و كریسمس را همچون تقویم كهن سیستانی در همین هنگام برگزار میكنند. به روایت بیرونی، مبدأ سالشماری تقویم كهن سیستانی از آغاز زمستان بوده و جالب اینكه نام نخستین ماه سال آنان نیز «كریست» بوده است. منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، به قرون متأخرتر باز میگردد و پیش از آن، آنگونه كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل كرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. نامگذاری نخستین ماه زمستان و سال نو با نام «دی» به معنای دادار/خداوند از همان باورهای میترایی سرچشمه میگیرد. نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی كه پیرو مزدك، قهرمان بزرگ ملی ایران بودهاند (كه هنوز هم حامیان سرمایهداری لجام گسیخته اندیشههای عدالتجویانه او را سد راه منافع طبقاتی خود میدانند) سخت گرامی و بزرگ دانسته میشد و از آن با نام «خرم روز» یاد میكرده و آیینهایی ویژه داشتهاند. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستانی هنوز در میان برخی اقوام دیده میشود كه نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیكستان) است. همچنین در تقویم كهن ارمنیان نیز از نخستین ماه سال نو با نام «ناواسارد» یاد شده است كه با واژه اوستایی «نوسرذه» به معنای «سال نو» در پیوند است. هر چند برگزاری مراسم شب چله و میلاد خورشید در سنت دینی زرتشتیان پذیرفته نشده است؛ اما خوشبختانه اخیراً آنان نیز میكوشند تا این مراسم را همچون دیگر ایرانیان برگزار كنند. البته در تقویم نوظهوری كه برخی زرتشتیان از آن استفاده میكتتد و دارای سابقه تاریخی در ایران نیست، زمان شب چله با 24 آذرماه مصادف میشود كه نه با تقویم طبیعی انطباق دارد و نه با گاهشماری دقیق ایرانی و نه با گفتار ابوریحان بیرونی كه از شب چله با نام «عید نود روز» یاد میكند. از آنرو كه فاصله شب چله با نوروز، نود روز است. امروزه میتوان تولد خورشید را آنگونه كه پیشینیان ما به نظاره مینشستهاند، تماشا كرد: در دوران باستان بناهایی برای سنجش رسیدن خورشید به مواضع سالانه و استخراج تقویم ساخته میشده كه یكی از مهمترین آنها چارتاقی نیاسر كاشان است كه فعلاً تنها بنای سالم باقیمانده در این زمینه در ایران است. پژوهشهای نگارنده كه در سال 1380 منتشر شد (نظام گاهشماری در چارتاقیهای ایران)، نشان میدهد كه این بنا بگونهای طراحی و ساخته شده است كه میتوان زمان رسیدن خورشید به برخی از مواضع سالانه و نیز نقطه انقلاب زمستانی و آغاز سال نو میترایی را با دقت تماشا و تشخیص داد. چارتاقی نیاسر بنایی است كه تولد خورشید بگونهای ملموس و قابل تماشا در آن دیده میشود. این ویژگی را چارتاقی «بازه هور» در راه نیشابور به تربت حیدریه و در نزدیكی روستای رباط سفید، نیز دارا است كه البته فعلاً دیواری نوساخته و الحاقی مانع از دیدار پرتوهای خورشید میشود. هر ساله مراسم دیدار طلوع و تولد خورشید در چارتاقی نیاسر، و بررسی نظریه نگارنده، با حضور دوستداران باستانستارهشناسی ایرانی و دیگر علاقهمندان، در شهر نیاسر كاشان برگزار میشود.
|
||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 18:40 توسط دوستدار هفتکل |
|
||||||||||||||||||
|
دردبیرستان رودکی بربلندا ی زمانه ناپایدار خویش ندانستم که نشسته ام ونظاره گر کردار خویشم من منصور شرف الدین مکوندی هستم نه من منصور شرفینی مکوندی هستم بچه خاک پاک سرتیوک .یه کمی اونورتر از این کوهها دوفرسخی هفتکل .درزیر کوه، نه مافه ابوالقاسم ،بالای برم بره باز، زیر سایه آن درخت همیشه سبز کُنا ر.درپایین دست چشمه همیشه روان امید وآرزوهای همه سرتیوکی ها، نَه نَه ،همه مکوندی ها .آنجا خامنه پدری ماست امّا پدری که تا چشم باز کرده بودم رفته بود وبرای رفتنش بازگشتی نبود .آنجا خانه پدری ماست نه نه آنجاخانه برادری ماست .برادرانی که پدرم شدند یادگار پدر ،برادرها یادگار جد وآباءیادگار کودکی من . من بچه سرتیوک هستم روستای خاطره انگیز طلوع های همیشه پر سر وصدا امّا دلنشین .صدای گوسفندان صدای بره های کوچک که بعضی ها به خاطر خودشان زنگوله ای کوچک به گردنش آویخته اند تا زیبایی ومعصوم بودنشان را به رخ همه گوسفندان ،نه به رخ همه گرگان درنده مظلوم کش بکشانند . صدای سم گاوان ،صدای سم مادیان تیزرو من یادش بخیر به قول همولایتم برزوتوکلیان ((صدای جیغ وجاق بنگِشتَل )) .صدای بهار .صدای بهار والبته صدای پای خزان وغروب التهاب انگیز نه ملال انگیز سرتیوک .عجب غروبی دارد غروبی پیر ویاد آور همه پیران این سرزمین .غروبی که تصور کنی وترا ترسی شفاف فراگیردوگویی طلوع آفتابها را دیگر نبینی . خوشا به حال کسی که درغروب سرتیوک بمیرد ((آدم می خواد تواین هوا بمیره )). |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 22:36 توسط دوستدار هفتکل |
|
هفتکل،سرزمینی که مردمانش ازسرامید واستیصال شب و روز را به هم گره می زنند. اینجا آفتاب زندگی، تنی را گرم نمی کند.دراین شهر بی شعف،مردسالخورده، نوجوان نا امید،زن پا به ماه ودختر دَم بخت هرکس به سهم خویش با دستان زمخت روزگار پنجه نرم میکند. سالها پیش ،همه این مسائل دست به دست یکدیگر داد تا این شهر «بغض وبارش»را تجربه کند وازآن پس در غربت نگاه دلسوزانه مسئولان سوخت. عدم وجود ساختارها وامکانات اولیه زیستی ورفاهی،وجود کانالهای روباز، فقدان بیمارستان ومرکز درمانی مناسب برای شهری که نماینده آن ،حرف اول کمیسیون بهداشت ودرمان مملکت رامی زند همه وهمه دردها یی است که دل هر انسان آزاده ای را به درد می آورد.
جنابعالی امید اول وآخراین شهر بوده وهستید وعنایتی که به جای جای خطّه بختیاری دارید وبا توجه به توان ، تعهد وپتانسیل شما ازجنابعالي انتظار داریم دراین راه پرخوف وخطرما را دستگیر باشید .متاسفانه درطی این سالها عده ای د ریک چرخه بسته عمل کرده وشما را از ارتباط با مردم ومردم را از ارتباط با شما محروم کرده اند وبا دادن اطلاعات غلط زمینه را برای حضور جنابعالی در این شهر نامساعد جلوه دادند. امّا نسل جوان این شهر و موتور محرک فعا لیت های سیاسی با اندیشمندی ودر جهت منافع شهری بیدار شده است وبه هیچ گروه تمامیّت خواهی اجازه مصادره افراد متعهد در برابر مردم را نخواهد داد.امروز افکار عمومی این شهر در یک دگردیسی آشکار ،عقلانیت را شالوده اساسی تصمیم گیری های خود می داند وراه خود راه به همت جوانان فعّال پیدا کرده است و دیگر انگشت اشاره هیچ مسئولی را برای حرکت ملاک نمی داند . انجمن دوستداران هفتکل
همزمان با هشتم تيرماه روز مبارزه با سلاحهايي شيميايي و ميكروبي جمعي از جوانان و فعالان فرهنگي هفتكل با هماهنگي روابط عمومي انجمن دوستداران هفتكل باصفر سجادي يكي جانبازان شيميايي اين شهر ديدار كردند. در اين ديدار جوانان از روحيه مقاومت، صبر و ايثار جانبازان شيميايي تجليل كردند. لازم به ذكر است كه صفر سجادي يكي از بسيجيان و فرهنگيان خوشنام هفتكل است كه در جزيره مجنون در يكگان اطلاعات عمليات مشغول خدمت بود كه با حمله ناجوانمردانه دشمن بعثي دچار جراحات شيميايي شد . سجادي خود مي گويد: علاوه بر گرفتگي صدا برخي اوقات بدنم دچار گُر گرفتگي شده و به شدت قرمز و كبود مي شود. فيدل كاستروي هفتكلي قابل گفتن است كه سجادي از فعالان فرهنگي ، سياسي و مذهبي هفتكل بود و در سال هفتاد و هشت رهبري حركت مردمي جهت استيضاح حقوق هفتكلي ها را بعهده داشت وروزنامه ها وراديوهاي خارجي نام فيدل كاسترو را به او دادندو به همين دليل به همراه صدها هفتكلي چند ماهي را هم در زندان كارون اهواز سپري كردوچند ماه بعد از آزادي بدليل عارضه تومور مغزي قسمتي از حافظه و توان حركتي و گفتاري خود را از دست داد و هم اكنون از محبوبترين چهره هاي هفتكل به شمار مي رود. اميدواريم در آينده بتوانيم حوادث سال هفتاد و هشت را بيشتر واگويه و تفسير نماييم.
هنرهاي دستي مُعرف مناطق و شهرهاي مختلف كشور هستند؛ قالي كاشان ، چاقوي زنجان ، سفره قلمكار اصفهان ، زري دوزي برازجان ، سبد بافي گيلان و... اما يكي از هنرهاي دستي كه كمتر به آن توجه شده هنر تخت بافي مناطق نفت خيز است. تخت بافي هنري است به قدمت كشف نفت در ايران .هنرمندان تخت باف كه پيش از شركت نفت با چوب و بند تخت كه يكي از ملزومات اساسي زندگي روستايي و عشايري آن هنگام بود را مي ساختند با حضور صنعت و فراواني آهن الآت سيم فولادي و لوله هاي آهني را به جاي بند و چوب به كار گرفتند. زماني هنر تخت بافي رونق فراواني داشت و تخت هاي سيمي يكي از لوازم اساسي منازل به شمار مي رفت اما هم اكنون با فراواني وسايل سرمايشي هنرمندان تخت باف بازار خود را از دست داده و تنها دو كارگاه ميراث دار بيست كارگاه تخت بافي در هفتكل هستند. هنرمندان تخت باف هفتكلي با تحمل تمام مشكلات هنوز هم با عشق فراوان به سادگي اما زيبا تار و پودهاي تخت هاي سيمي را به هم پيوند مي زنند. شهاب داودي shahabdavoodi_7kl@yahoo.com
باصد هزار جلوه برون آمدي كه من با صد هزا ر جلو ه تما شا كنم ترا
هفتكل شايدازآن نقاطي است كه درنگاه اول تلاقي سنگ و سيمان و سخت افزار است . اما جلوه هاي ويژه اي براي گلگشت وسيا حت دارد كه به طور گذرا آنها را مرور مي كنيم. طرحهاي هندسي ومنظم منازل سازماني متعلق به هفتاد سال پيش كه با گذشت اين همه سال ، هنوز خودنمايي مي كند وتا 50 سال ديگر هم پاسخگوي طرحهاي ترافيكي وتوسعه خواهد بود.نقشهاي ساده وبي غل وغش سنگهاي تراشيده با دستا ن معماران هنرمند ،شيرواني ها،ستون هاي ساده هشت ضلعي و...نشان مي دهد كه هنوز اين آثار نفس مي كشند . دشت هاي لاله خيز چمن لاله وگزين كه بوي گلهاي وحشي وبابونه هاي دل انگيز دشت هررهگذري را محسور مي كند . نماد هفت كل كه مثل هفت پاسبان راستي ودرستي بر دروازه ورودي شهر تكيه زده اند . آبشار زيباي ملاراني در نزديكي روستاي باستاني بن آسياب وته مانده هاي آسياب هاي آبي قديم وچشمه آب شيرين آن كه به زلالي كوثر مي ماند . آبگير ها وبند هاي خاكي اطراف سرتيوك وجارو كه در فصل بهار مامن گردشگران بسياري است .تالاب بزرگ (برم شور))به عنوان سومين تالاب بزرگ خوزستان در مسير جاده باغملك وآرامش بي نظير اين تالاب كه لحظه ها ي خوش بو مي آفريند . آرامگاه شهداي گمنام بر فراز تپه مشرف به شهروبقاع متبركه مرتضي علي واميرالمومنين درجوار روستاهاي چمن لاله وهوره ،چشم براه زائراني است كه دلهاي خودرا به ديدن اين آيينه ها صيقل مي بخشند . وجود پاركهاي متعدد ازقبيل پارك شادي كه شامل شهر بازي وفضاي سبز دلنشيني است به همراه باغ ملي وپارك دولت واز همه مهمتر مردم خونگرم هفتكل در ايام بهاران لحظات فرح افزايي رابه هموطنان خواهند بخشيد . هفتكل چشم براه قدمهاي سبز شماست سيد مجيد حسيني نژاد Taraku_7kel@yahoo.com
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 23:13 توسط دوستدار هفتکل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
هفتکل،سرزمینی که مردمانش ازسرامید واستیصال شب و روز را به هم گره می زنند. اینجا
آفتاب زندگی، تنی را گرم نمی کند.دراین شهر بی شعف،مردسالخورده، نوجوان نا امید،زن پا به ماه ودختر دَم بخت هرکس به سهم خویش با دستان زمخت روزگار پنجه نرم میکند. |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 |
| پیوندها |
|
سایت شهرستان هفتکل پورتال هفتکل دبیرستان هدف هفتکل پرسه غریب پرسه های اندیشه مکوند شاه نشین موج سوم سهراب سپهری سازمان میراث فرهنگی خوزستان شهرمن هفتکل مرد نفتی |
|
RSS
|